تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی
بود شاهی در زمانی پیش از این
ملک دنیا بودش و هم ملک دین
 
اتفاقا شاه روزی شد سوار
با خواص خویش از بهر شکار
 
یک کنیزک دید شه بر شاه راه
شد غلام آن کنیزک جان شاه
 
مرغ جانش در قفس چون می طپید
داد مال و آن کنیزک را خرید
 
چون خرید او را و برخوردار شد
آن کنیزک از قضا بیمار شد
 
آن یکی خر داشت و پالانش نبود
یافت پالان و گرگ خر را در ربود
 
کوزه بودش آب می نآمد بدست
آب را چون یافت خود کوزه شکست
 
شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راست
گفت جان هر دو در دست شماست
 
جان من سهلست جان جانم اوست
دردمند و خسته ام درمانم اوست
 
هر که درمان کرد مر جان مرا
برد گنج و درّ و مرجان مرا
 
جمله گفتندش که جان بازی کنیم
فهم گرد آریم و انبازی کنیم
 
هر یکی از ما مسیح عالمیست
هر الم را در کف ما مرهمیست
 
گر خدا خواهد نگفتند از بَطَر
پس خدا بنمودشان عجز بشر
 
ترک استثنا مرادم قَسوَتیست
نی همین گفتن که عارض حالتیست
 
ای بسی نآورده استثنا بگفت
جان او با جان استثناست جفت
 
هرچ کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
 
آن کنیزک از مرض چون موی شد
چشم شه از اشک خون چون جوی شد
 
از قضا سرکنگبین صفرا نمود
روغن بادام خشکی می فزود
 
از هلیله قبض شد اطلاق رفت
آب آتش را مدد شد همچون نفت
 
شعر از دفتر اول مثنوی معنوی از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی
 
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 9:39 بعد از ظهر |
سخن گوی دهقان چه گوید نخست
که تاج بزرگی به گیتی که جست
 
که بود آن که دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس از روزگار آن بیاد
 
مگر کز پدر یاد دارد پسر
بگوید ترا یک بیک از پدر
 
که نام و بزرگی که آورد پیش
کرا بود از آن برتران پایه بیش
 
پژوهنده نامه باستان
که از پهلوانان زند داستان
 
چنین گفت کآئین تخت و کلاه
کیومرث آورد و او بود شاه
 
چو آمد ببرج حمل آفتاب
جهان گشت با فرّ و آئین و آب
 
بتابید از آنسان ز برج بره
که گیتی جوان گشت ازو یکسره
 
کیومرث شد برجهان کدخدای
نخستین بکوه اندرون ساخت جای
 
سر و تخت و بختش برآمد ز کوه
پلنگینه پوشید خود با گروه
 
ازو اندر آمد همی پرورش
که پوشیدنی نو بد و نو خروش
 
بگیتی درون سال سی شاه بود
بخوبی چو خورشید برگاه بود
 
همی تافت از تخت شاهنشاهی
چو ماه دو هفته ز سرو سهی
 
دد و دام هر جانور کش بدید
ز گیتی بنزدیک او آرمید
 
دو تا میشدندی بر تخت او
از آن برشده فرّه شده و بخت او
 
بقیه داستان را فردا مطالعه بفرمائید
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 9:9 بعد از ظهر |
تا من بدیم روی تو ای ماه و شمع روشنم
هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
 
هر کجا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود
در هرکجا مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
 
درها اگر بسته شود ز این خانقاه ششدری
آن ماه رو از لامکان سر در کند در رورنم
 
گوید سلام علیک هی آورده است صد نقل و می
من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
 
من آفتاب انورم خوش پرده ها را بردرم
من نو بهارم آمدم تا خارها را برکنم
 
هرکس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب
من قندها را لذتم بادامها را روغنم
 
گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو
هین بی ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
 
گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران
صد فضل دارد این بر آن که آنجا هوا اینجا منم
 
رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی
رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم
 
هم کوه و عنقا تویی هم عروةالوثقی تویی
هم آب و هم سقا تویی هم باغ و سر و سوسنم
 
افلاک پیشت سرنهد املاک پیشت پر نهد
دل گویدت مومم ترا با دیگران چون آهنم
 
غزل از مولانا جلال الدبن محمد مولوی بلخی رومی
+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |
از خداوند ولی التّوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی ادبی
 
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم شد از لطف رب
 
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
 
مایده از آسمان در می رسید
بی صداع و بی فروخت و بی خرید
 
در میان قوم موسی چند کس
بی ادب گفتند کو سیر و عدس
 
منقطع شد نان و خوان آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داسمان
 
باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبق
 
باز گستاخان ادب بگذاشتند
چون گدایان زلّها برداشتند
 
لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمیست و کم نگردد از زمین
 
بدگمانی کردن و حرص آوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
 
زآن گدارویان نادیده ز آز
آن در رحمت بر ایشان شد فراز
 
ابر برنآید پی منع زکات
وز زنا افتد و با اندر جهات
 
هرچه بر تو آید از ظلمات و غم
آن ز بی باکی و گستاخیست هم
 
هر که بی باکی کند در راه دوست
ره زن مردان شد و نامرد اوست
 
از ادب پر نور گشتست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد ملک
 
بد ز گستاخی کسوف آفتاب
شد عزازیلی ز جرات ردّ باب
 
از دفتر اول مثنوی معنوی از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی
+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 9:49 بعد از ظهر |

افسوس که نامه جوانی طی شد

وآن تازه بهار زندگانی دی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شباب

افسوس ندانم کی آمد کی شد

 

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

 

این عقل که در ره سعادت پوید

روزی صد بار خود ترا میگوید

دریاب تو این یکدم وقتت که نئی

آن ترّه که بدروند و دیگر روید

 

این قافله عمر عجب میگذرد

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

 

بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد

وز خوردن آدمی زمین سیر نشد

مغرور بدانی که نخورده است ترا

تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد

 

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه زمزمی و گر آب حیات

آخر به دل خاک فرو خواهی شد

 

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

من در عجبم  ز می فروشان کایشان

به زان که فروشند چه خواهند خرید

 

رباعیات حیکم عمر خیام نیشابوری

+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 7:49 بعد از ظهر |
یارب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
 
حالیا خانه برانداز دل و دین منست
تا در آغوش که میخسبد و همخانه کیست
 
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
 
دولت صبح آن شمع سعادت پرتو
باز بپرسید خدا را که بپروانه کیست
 
میدهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
 
یارب آن شاه وش ماهرخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یکدانه کیست
 
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست
 
غزل از شاعر بزرگ غزلسرای ایران زمین حافظ شیرازی
 
+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |
گر بود عمر و بیمخانه رسم باردگر
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
 
خرم آنروز که با دیده گریان بروم
تا زنم آب در میکده یکبار دگر
 
معرفت نیست درین قوم خدایا سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
 
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش الله که روم من ز پی یار دگر
 
گر مساعده شودم دایره چرخ کبود
هم بدست آورمش باز بپرگار دگر
 
عافیت میطلبد خاطرم ار بگذارند
غمزه شوخش و آن طره طرار دگر
 
راز سربسته ما بین که بدستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر
 
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کندم قصد دل ریش بآزار دگر
 
باز گویم نه درین واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند درین بادیه بسیار دگر
 
غزل از شاعر بزرگ غزلسرای ایران زمین حافظ شیرازی
+ نوشته شده توسط دماوند در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 و ساعت 10:41 بعد از ظهر |

با سلامی دوباره خدمت بازدیدکنندگان ارجمند بعد از وقفه ائی کوتاه در بروز رسانی وبلاگ امروز آلبوم بسیار زیبای«یاد ایام» را در وبلاگ قرار داده ام از استاد بی همتای آواز ایران استاد محمدرضا شجریان

 

نام البوم : یاد ایام

خواننده : جناب استاد محمدرضا شجریان

شاعران : سعدی، حافظ، بابا طاهر

آهنگساز : جناب استاد داریوش پیرنیاکان

دستگاه : شور 

 

نوازندگان :

 

تار : داریوش پیرنیاکان

نی : جمشید عندلیبی

تنبک : همایون شجریان

 

دانلود قسمت اول باحجم ۲۶۲۲۴ کیلوبایت (۲۶ مگابایت)

برای دانلود کردن آهنگ روی لینک زیر کلیک نمائید.

 

http://rapidshare.com/files/111749012/YadAyam1.zip.html

 

دانلود قسمت دوم با حجم ۲۸۷۰۵ کیلوبایت(نزدیک به ۲۹ مگابایت)

برای دانلود کردن آهنگ روی لینک زیر کلیک نمائید.

 

http://rapidshare.com/files/111790688/YadAyam2.zip.html

 

مدیریت وبلاگ شعر ایرانی لحظات خوشی را برای بازدیدکنندگان ارجمند آرزو دارد.

 

+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 و ساعت 10:16 بعد از ظهر |
نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا بخلاف آن  کار کنی که عین صوابست.
 
حذر کن ز آنچه دشمن گوید آن کن
که بر زانو زنی دست تغابن
 
گرت راهی نماید راست چون تیر
ازو برگرد و راه دست چپ گیر
 

 
خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
 
درشتی و نرمی به هم دربهست
چو فاصد که جراح و مرهم نهست
 
درشتی نگیرد خردمند پیش
نه سستی که ناقص کند قدر خویش
 
نه مر خویشتن را فزونی نهد
نه یکباره تن در مذلت دهد
 
شبانی با پدر گفت ای خردمند
مرا تعلیم ده پیرانه یک پند
 
بگفتا نیکمردی کن نه چندان
که گردد خیره گرگ تیزدندان
 

 
بدخوی در دست دشمنی گرفتارست که هرکجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد
 
اگر ز دست بلا بر فلک رود بدخوی
ز دست خوی بد خویش در بلا باشد
 

 
چو بینی در سپاه دشمن تفرقه افتاده است تو جمع باش و گر جمع شوند از پریشانی اندیشه کن.
 
برو با دوستان آسوده بنشین 
چو بینی در میان دشمنان جنگ
 
و گر بینی که با هم یک زبانند
کمان را زه کن و بر باره بر سنگ
 

 
دشمن چو از همه حیلتی فروماند سلسله دوستی بجنباند پس آنگه بدوستی کارهائی کند که هیچ دشمن نتواند.
 

 
خبری که دانی دلی بیازارد، تو خاموش تا دیگری بیارد
 
بلبلا مژده بهار بیار
خبر بد ببوم باز بگذار
 

 
هر که نصیحت خود رآی میکند او خود به نصیحتگری محتاجست.
 

 
فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر که این دام رزق نهاده و آن دامن طمع گشاده. احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبش دمی فربه نماید.
 
الا تا نشنوی مدح سخنگوی
که اندک مایه نفعی از تو دارد
 
که گر روزی مرادش بر نیاری
دو صد چندان عیوبت برشمارد
 
باب هشتم گلستان استاد سخن سعدی (در آداب صحبت)
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 3:6 بعد از ظهر |
دوست بزرگواری فرموده بودند که آهنگ زرد ملیجه از سایت رپیدشیر دانلود نمیشود بنده امتحان کردم هیچ مشکلی پیش نیامد تنها تغییری که ایجاد شده است در کدی است که باید عینا در کادر زیرین آن وارد کرد که توضیح آن در سایت رپیدشیرو در بالای کد نوشته شده است.
این توضیح به شکل زیر است.
 
No premium user. Please enter all letters having a below

 
جمله بالا میگوید : هر حرفی که این شکل را دارد آن را در کادر پائین وارد نمائید.
به عبارت دیگر همه حروف را در کادر مربوط وارد نمی کنید بلکه فقط حروفی را وارد خواهید کرد که شکل مذبور را دارد (منظور شکل گربه ای است که در جمله بالا قرار دارد.)  
امید بنده این است که این توضیح مورد استفاده بازدید کنندگان ارجمند قرار گیرد.
پاینده و پیروز باشید.
دماوند
مدیر وبلاگ شعر ایرانی
 
+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 6 اردیبهشت1387 و ساعت 11:12 بعد از ظهر |
قطعه چهارمضراب بسیار زیبای «سرانداز» از استاد بی همتای سنتور جناب استاد پرویز مشکاتیان
 
حجم فایل : ۶۰۰ کیلو بایت
لینک دانلود : (برای دانلود کردن آهنگ روی لینک زیر کلیک نمائید.)
 
لیبک از سایت 4Shared :
 
 

 
لینک از سایت Rapid Share :
 
 
+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 6 اردیبهشت1387 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |
قطعه چهار مضراب بسیار زیبای سنتور از جناب استاد پرویز مشکاتیان از آلبوم «لحظه دیدار»
دانلود نمائید بسیار شنیدنیست.
 
حجم فایل : ۲۳۴۲ کیلوبایت
لینک دانلود (برای دانلود کردن آهنگ روی لینک زیر کلیک نمائید.)
 
 
+ نوشته شده توسط دماوند در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 و ساعت 5:41 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ