تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی
با سلام و احترام
بازدیدکنندگان ارجمند امیدوارم روز بسیار خوب و خوشی را سپری کرده باشید.
سیستم عضویت از امروز در وبلاگ راه اندازی شده است زین پس آلبومهای موسیقی فقط برای اعضای وبلاگ ارسال خواهد شد بنابراین هنگام عضویت حتما آدرس ایمیلتان را وارد فرمائید و برای اطلاع از به روز شدن وبلاگ ایمیل خود را در بخش خبرنامه وارد نمائید.
جهت عضو شدن دروبلاگ فرم عضویت را پر کنید.
مدیریت وبلاگ شعر ایرانی لحظات خوشی را برای بازدیدکنندگان گرامی آرزو دارد.
موفق و موید و پیروز باشید
روزگارتان همواره خوش و خرم باد
دماوند
مدیر وبلاگ شعر ایرانی  
 
+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 30 خرداد1387 و ساعت 11:45 بعد از ظهر |
خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دگربار بیا
دفع مده، دفع مده، ای مه عیار بیا
 
عاشق مهجور نگر، عالم پرشور نگر
تشنه مخمور نگر، ای شه خمار بیا
 
پای تویی، دست تویی، هستی هر هست تویی
بلبل سرمست تویی، جانب گلزار بیا
 
گوش تویی، دیده تویی و از همه بگزیده تویی
یوسف دزدیده تویی، بر سر بازار بیا
 
از نظر گشته نهان، ای همه را جان و جهان
بار دگر رقص کنان بی دل و دستار بیا
 
روشنی روز تویی، شادی غم سوز تویی
ماه شب افروز تویی، ابر شکر بار بیا
 
ای علم عالم نو، پیش تو هر عقل گرو 
گاه میا، گاه مرو، خیز به یکبار بیا
 
ای دل آغشته بخون، چند بود شور و جنون
پخته شد انگور کنون، غوره میفشار بیا
 
ای شب آشفته برو، و ای غم ناگفته برو
ای خرد خفته برو، دولت بیدار بیا
 
ای دل آواره بیا، وی جگر پاره بیا
ور ره در بسته بود، از ره دیوار بیا
 
از نفس نوح بیا، و ای هوس روح بیا
مرهم مجروح بیا، صحت بیمار بیا
 
ای مه افروخته رو، آب روان در دل جو
شادی عشاق بجو، کوری اغیار بیا
 
بس بود ای ناطق جان، چند از این گفت زبان
چند زنی طبل بیان، بی دم و گفتار بیا
 
غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (غزلیات شمس)  
+ نوشته شده توسط دماوند در پنجشنبه 23 خرداد1387 و ساعت 8:56 بعد از ظهر |

دو هفته میگذرد کان مه دو هفته ندیدم

بجان رسیدم از آن تا به خدمتش نرسیدم

 

حریف، عهد مودت شکست و من نشکستم

خلیل بیخ ارادت برید و من نبریدم

 

به کام دشمنم ای دوست عاقبت بنشاندی

بجای خود که چرا پند دوستان نشنیدم

 

مرا به هیچ بدادی خلاف شرط محبت

هنوز با همه عیبت به جان و دل بخریدم

 

به خاک پای تو گفتم که تا تو دوست گرفتم

ز دوستان مجازی چو دشمنان برمیدم

 

قسم به روی تو گویم ازان زمان که برفتی

که هیچ روی ندیدم که روی درنکشیدم

 

ترا ببینم و خواهم که خاک پای تو باشم

مرا ببینی و چون باد بگذری که ندیدم

 

میان خلق ندیدی که چون دویدمت از پی

زهی خجالت مردم، چرا بسر ندویدم؟

 

شکر خوش است ولیکن حلاوتش تو ندانی

من این معامله دانم که طعم صبر چشیدم

 

مرا رواست که دعوی کنم به صدق ارادت

که هیچ در همه عالم به دوست برنگزیدم

 

بنال مطرب مجلس، بگوی گفته سعدی

شراب انس بیاور که من نه مرد نبیدم

 

غزل از استاد سخن سعدی

 

+ نوشته شده توسط دماوند در دوشنبه 20 خرداد1387 و ساعت 7:16 بعد از ظهر |

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان ارجمند آلبوم بسیار زیبای «شب - سکوت - کویر» از استاد بی همتای آواز ایران زمین جناب استاد محمدرضا شجریان آماده دانلود است.

 

 نام آلبوم : شب - سکوت - کویر

خواننده : جناب استاد محمدرضا شجریان

آهنگساز : جناب استاد کیهان کلهر

 

دانلود آلبوم شب - سکوت - کویر (اینجا کلیک نمائید)

 

+ نوشته شده توسط دماوند در دوشنبه 20 خرداد1387 و ساعت 1:12 قبل از ظهر |
اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد

گر این درخت بخندد از آن بهار چه باشد

 

وگر به پیش من آید خیال یار که چونی

حیات نو بپذیرد تن نزار چه باشد

 

شکار خسته اویم به تیر غمزه جادو

گرم به مهر بخواند که ای شکار چه باشد

 

چو کاسه بر سر آبم ز بی قراری عشقش

اگر رسم به لب دوست کوزه وار چه باشد

 

کنار خاک ز اشکم چو لعل و گوهر پر شد

اگر به وصل گشاید دمی کنار چه باشد

 

بگفت چیست شکایت هزار بار گشادم

ز بهر ماهی جان را هزار بار چه کردم

 

من از قطار حریفان مهار عقل گسستم

به پیش اشتر مستش یکی مهار چه باشد

 

اگر مهار گسستم وگر چه بار فکندم

یکی شتر کم گیری از این قطار چه باشد

 

دلم به خشم نظر می کند که کوته کن هین

دو نام بود و یکی جان دو یار غار چه باشد

 

انار شیرین گر خود هزار باشد و گر یک

چو شد یکی بفشردن دگر شما چه باشد

 

خمار و خمر یکی استی ولی الف نگذارد

الف چو شد ز میانه ببین خمار چه باشد

 

چو شمس مفخر تبریز ماه نو بنماید

در آن نمایش موزون ز کار و بار چه باشد

غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (دیوان غزلیات شمس)

+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 4:57 بعد از ظهر |

شیوه جدید فروش بلیط کنسرت اعلام شد

  

رزرو بليط کنسرت تابستان 87 استاد محمد رضا شجريان در ساعت 12 ظهر روز شنبه 11 خرداد 87 آغاز مي شود.


با  توجه به بار ترافيکي سنگين سايت اينترنتي، فروش بليط کنسرت شامل دو مرحله رزرو و پرداخت اينترنتي مي باشد.


در مرحله اول، پس از انتخاب و تاييد ، بليط ها  رزرو شده و شما تا 72 ساعت فرصت پرداخت داريد، بدين ترتيب هيچ گونه نگراني در خصوص بليط  رزرو شده خود نداشته باشيد .

در مرحله دوم سامانه فروش جهت کاهش بار براي هر فرد نوبت پرداختي مشخص مي کند تا بر اساس نوبت اعلام شده در منوي يا گزينه "بليط هاي رزرو ي"  نسبت به پرداخت اقدام فرماييد. علاوه بر نوبت اعلام شده از ساعت 12 شب تا 7 صبح بدون محدوديت مي توان نسبت به پرداخت اقدام کرد. دوباره تاکيد ميگردد که در صورتي که در ساعت اعلام شده نتوانستيد پرداخت فرماييد عجله نکنيد و در ساعتهاي خلوت مراجعه کنيد.


يادآور مي شود کساني که به هر دليل تا ساعت 12 ظهر روز سه شنبه 14 خرداد موفق به پرداخت نشوند، رزرو بليط اين افراد باطل مي گردد.

 

دوستان توجه کنید:

۱- ابتدا فقط بلیط خود را رزرو می کنید. سپس مطابق با نوبتی که سیستم به شما اعلام می کند وارد سایت شوید و برای پرداخت وجه آن افدام کنید. پس لزومی به پرداخت در همان لحظه ی رزرو بلیط نیست. همچنین شب ها از ۱۲ شب تا ۷ صبح همه می توانند بدون نوبت خاصی پرداخت را انجام دهند. در هر صورت، فقط تا ۷۲ ساعت بعد باید پرداخت خود را نهایی کنید.

 

۲- لطفا مطابق با اعلانات سیستم عمل کنید و در نوبتی که به شما اعلام می شود رجوع نمایید.

 

۳- با توجه به مشکلات پیش آمده جدا از شما خواهش می کنم از ایجاد ترافیک بیهوده روی سایت خودداری نمایید. به عنوان مثال اگر از مشخصات خود مطمئن هستید به طور بی هدف و صرفا جهت تفنن یا وقت گذرانی مجددا گزینه ی ویرایش مشخصات را نزنید. اگر بلیط خود را رزرو کردید و از صحت آن اطمینان دارید به شکل بیهوده و بی هدف روی سایت معطل نمانید و گزینه های مختلف را صرفا از روی کنجکاری امتحان نکنید. به طور خلاصه اگر کار شما با سایت تمام شد لطفا آن را ترک کنید و از سیستم خارج شوید. در این زمینه باید همه به هم کمک کنیم.

 

منبع خبر :

 

وبلاگ موسیقی ملی ایران (کلیک نمائید)

 

بازدیدکنندگان ارجمند جهت طرح هرگونه سوال به منبع خبر مراجعه بفرمائید.

+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت 6:18 بعد از ظهر |
متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد
 
مشو غّره بر حسن گفتار خویش
به تحسین نادان و پندار خویش
 

 
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دوسگ بر مرداری با هم بسر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفته اند توانگری بقناعت به از توانگری ببضاعت
 
روده تنگ بیک نان تهی پر گردد
نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
 

 
هر که در حال توانائی نکوئی نکند، در وقت ناتوانی سختی بیند
 
بد اختر تر از مردم آزار نیست
که رور مصیبت کسش یار نیست
 

 
هر چه زود برآید، دیر نپاید 
 
خاک مشرق شنیده ام که کنند
بچهل سال کاسه ای چینی
 
صد بروزی کنند در مردشت
لاجرم قیمتش همی بینی
 
مرغک از بیضه برون آید و روزی طلبد
و آدمی بچّه ندارد خبر و عقل و تمیز
 
 آنکه ناگاه کسی گشت بچیزی نرسید
وین بتمکین و فضیلت بگذشت از همه چیز
 
آبگینه همه جا یابی، از آن قدرش نیست
لعل دشخوار بدست آید، از آنست عزیز
 

 
کارها بصبر برآید و مستعجل بسر درآید
 
بچشم خویش دیدم در بیابان
که آهسته سبق برد از شتابان
 
سمند بادپای از تک فروماند
شتربان همچنان آهسته میراند
 

 
نادان را به از خامشی نیست و گر این مصلحت بدانستی، که نادان نبودی
 
چون نداری کمال و فضل آن به
کهزبان در دهان نگه داری
 
آدمی را زبان فضیحه کند
جوز بی مغز را سبکساری
 
خری را ابلهی تعلیم میداد
بر او صرف کرده سعی دائم
 
حکیمی گفتش ای نادان چه گوشی
در این سودا بترس از لوم لائم
  
نیاموزد بهائم از تو گفتار
تو خاموشی بیاموز از بهائم
 
هر که تامل نکند در جواب
بیشتر آید سخنش نا صواب
 
یا سخن آرای چو مردم بهوش
یا بنشین چون حیوانان خموش
 
از گلستان استاد سخن سعدی
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 10:44 بعد از ظهر |
ما بیغمان مست دل از دست داده ایم
همراز عشق و همنفسجام باده ایم
 
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند
تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم
 
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که بعذر ایستاده ایم
 
کار از تو میرود مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم و ز راه اوفتاده ایم
 
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
 
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده یی
ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
 
گفتی که حافظ اینهمه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم
 
غزل از خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی شاعر بزرگ غزلسرای ایران زمین
 
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 10:13 بعد از ظهر |
به رسم نماز آمدندیش پیش
از آن جایگه بر گرفتند کیش
 
پسر بد مر اورا یکی خوبروی
هنرمند و همچون پدر نامجوی
 
سیامک بدش نام و و فرخنده بود
کیومرث را دل بدو زنده بود
 
ز گیتی بدیدار او شاد بود
که بس بارور شاخ بنیاد بود
 
بجانش بر از مهر گریان بدی
ز بیم جدائیش بریان بدی
 
برآمد برین کار یک روزگار
فروزنده شد دولت شهریار
 
بگیتی نبودش کسی دشمنا
مگر در نهان ریمن آهرمنا
 
برشک اندر آهرمن بد سگال
همی رای زد تا ببالید بال
 
یکی بچه بودش چو گرگ سترگ
دلاور شده با سپاه بزرگ
 
سپه کرد و نزدیک او راه جست
همی تخت و دیهیم کی شاه جست
 
جهان شد بر آن دیو بچه سیاه
ز بخت سیامک هم از بخت شاه
 
همی گفت با هر کسی راز خویش
جهان کرد یکسر پرآواز خویش
 
کیومرث ازین خود کی آگاه بود
که او را بدرگاه بدخواه بود
 
یکایک بیآمد خجسته سروش
بسان پری با پلنگینه پوش
 
بگفتش براز این سخن دربدر
که دشمن چه سازد همی با پدر
 
شعر از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی
 
 
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 9:40 بعد از ظهر |

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

بزیر آن درختی رو که او گلهای تر ارد

 

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر درد

 

ترازو گر نداری پس ترا، زو ره زند هر کس

یکی قلبی بیاراید، تو پنداری که زر دارد

 

ترا بر در نشاند او به طراری که می آید

تو منشین منتظر بر در، که آن خانه دو در دارد

 

به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد

 

نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد

 

بنال ای بلبل دستان، ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد، اثر دارد

 

بنه سرگر نمی گنجی، که اندر چشمه سوزن

اگر رشته نمی گنجد ازان باشد که سر دارد

 

چراغ است این دل بیدار، به زیر دامنش می دار

از این باد و هوا بگذر، هوایش شور و شر دارد

 

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه ای گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

 

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

 

غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی 

+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 8:55 بعد از ظهر |
یار مرا، غار مرا، عشق جگر خوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
 
نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی، بر در اسرار مرا
 
نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی، خسته به منگار مرا
 
قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی
قند تویی، زهر تویی، بیش میازار مرا
 
حجره خورشید تویی، خانه ناهید تویی
روضه اومید تویی، راه ده ای یار مرا
 
روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی
آب تویی، کوزه تویی، آب ده این بار مرا
 
دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا
 
این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی، این همه گفتار مرا
 
غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی 
 
 
 
+ نوشته شده توسط دماوند در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 8:10 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ