تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی

رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند ------ مستی زجامت میکنند مستان سلامت میکنند

در عشق گشتم فاش تر و از همگنان قلاش تر ------ و از دلبران خوش باش تر مستان سلامت میکنند

غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر ------ خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند

افسون مرا گوید کسی تو به ز من جوید کسی ------ بی پا چو من پوید کسی مستان سلامت میکنند

ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار از او ------ من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند

ای ابر خوش باران بیا و ای مستی یاران بیا ------ و ای شاه طراران بیا مستان سلامت میکنند

حیران کن و بی رنج کن ویران کن و پر گنج کن ------ نقد ابد را سنج کن مستان سلامت میکنند

شهری ز تو زیر و زبر هم بی خبر هم باخبر ------ و ای از تو دل صاحب نظر مستان سلامت میکنند

آن میر مه رو را بگو، وان چشم جادو را بگو ------ وان شاه خوش خو را بگو مستان سلامت میکنند

 آن میر غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو ------ وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت میکنند

آنجا که یک با خویش نیست یک مست آنجا بیش نیست ------ انجا طریق و کیش نیست مستان سلامت میکنند

آن جان بی چون را بگو، وان دام مجنون را بگو ------ وان در مکنون را بگو مستان سلامت میکنند

آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو ------ وان یار و همدم را بگو مستان سلامت میکنند

آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو ------ وان طور سینا را بگو مستان سلامت میکنند

آن توبه سوزم را بگو، وان خرقه دوزم را بگو ------ وان نور روزم را بگو مستان سلامت میکنند

آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو ------ وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند

ای شه حسام الدین ما ای فخر جمله اولیا ------ ای زتو جانها اشنا مستان سلامت میکنند

غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی

درود و هزاران درود بر روان پاک و بلندش

+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 8 آبان1388 و ساعت 10:58 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ