تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی - دل از من برد و روی از من نهان کرد - حافظ
دل از من برد و روی از من نهان کرد ----- خدا را با که این بازی توان کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم ----- که با ما نرگس او سر گران کرد

شب تنهائیم در قصد جان بود ----- خیالش لطفهای بیکران کرد

کرا گویم که با این درد جانسوز ----- طبیبم قصد جان ناتوان کرد

بدانسان سوخت چون شمعم که بر من ----- صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقتست ----- که درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت ----- که یار ما چنین گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی ----- که تیر چشم آن ابرو کمان کرد

 غزل از خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی شاعر بزرگ غزلسرای ایران زمین

درود و صد درود بر روان پاک و بلندش

+ نوشته شده توسط دماوند در سه شنبه 16 مهر1387 و ساعت 5:57 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ