تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود - فردوسی

 هوشنگ

پادشاهی هوشنگ چهل سال بود

جهاندار هوشنگ با رای و داد ----- بجای نیا تاج بر سر نهاد

بگشت از برش چرخ سال چهل ----- پر از هوش مغز و پر از داد دل

چو بنشست بر جایگاه مهی ----- چنین گفت بر تخت شاهنشهی

که بر هفت کشور منم پادشا ----- بهر جای پیروز و فرمان روا

بفرمان یزدان پیروزگر ----- بداد و دهش تنگ بسته کمر

وز آنپس جهان یکسر آباد کرد ----- همه روی گیتی پر از داد کرد

نخستین یکی گوهر آمد بچنگ ----- به دانش ز آهن جدا کرد سنگ

سرمایه کرد آهن آب گون ----- کز آن سنگ خارا کشیدش برون

چو بشناخت آهنگری پیشه کرد ----- کجا زو تبر ارّه و تیشه کرد

چو این کرده شد چاره آب ساخت ----- ز دریا برآورد و هامون نواخت

به جوی و به رود آبرا راه کرد ----- بفرّ کئی رنج کوتاه کرد

چو آگاه مردم برو بر فزود ----- پراکنده تخم و کشت و درود

بسیچید پس هر کسی نان خویش ----- بورزید و بشناخت سامان خویش

از آن پیش که این کارها شد بسیچ ----- نبد خوردنیها جز از میوه هیچ

همه کار مردم نبودی به برگ ----- که پوشیدنی شان همه بود برگ

شعر از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی

شاعر بزرگ حماسه سرای ایران زمین

درود و صد درود بر روان پاک و بلندش

+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 26 مهر1387 و ساعت 10:48 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ