تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی - صلاح از ما چه میجوئی که مستان را صلا گفتیم - حافظ

صلاح از ما چه میجوئی که مستان را صلا گفتیم ----- بدور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

در میخانه ام بگشا که هیچ از خانقه نگشود ----- گرت باور بود ورنه سخن این بود و ما گفتیم

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده ام لیکن ----- بلایی کز حبیب آمد هزارش مرحبا گفتیم

اگر بر من نبخشائی پشیمانی خوری آخر ----- بخاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم

قدت گفتم که شمشادست، بس خجلت ببار آورد ----- که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم

جگر چون نافه ام خون گشت و کم زینم نمی باید ----- جزای آنکه با زلفت سخن از چین خطا گفتیم

تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار در نگرفت ----- ز بد عهدیّ گل گویی حکایت با صبا گفتیم

غزل از خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

شاعر بزرگ غزلسرای ایران زمین

درود و هزاران درود بر روان پاک و بلندش

+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 8 آذر1387 و ساعت 5:1 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ