یار با ما بی وفایی میکند ----- بی گناه از من جدایی میکند
شمع جانم را بکشت آن بی وفا ----- جای دیگر روشنایی میکند
میکند با خویش خود بیگانگی ----- با غریبان آشنایی میکند
جو فروش است آن نگار سنگدل ----- با من او گندم نمایی میکند
یار من اوباش و قلاش است و رند ----- برمن او خود پارسایی میکند
ای مسلمانان بفریادم رسید ----- کان فلانی بی وفایی میکند
کشتی عمرم شکستست از غمش ----- ازمن مسکین جدایی میکند
آنچه با من میکند اندر زمان ----- آفت دور سمایی میکند
سعدی شیرین سخن در راه عشق ----- از لبش بوسی گدایی میکند
غزل از استاد سخن سعدی شیرازی
درود و هزاران درود بر روان پاک و بلندش
+ نوشته شده توسط دماوند در جمعه 11 بهمن1387 و ساعت
4:56 بعد از ظهر |


