تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی - دل میرود ز دستم صاحبدلان خدارا - حافظ

 دل میرود ز دستم صاحبدلان خدارا ----- دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا

 

کشتی نسشتگانیم ای باد شرطه برخیز ----- باشد که باز بینیم دیدار آشنا را

 

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون ----- نیکی بجای یاران فرصت شمار یارا

 

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت ----- روزی تفقدی کن درویش بینوا را

 

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفست ----- با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

آیینه سکندر جام می است بنگر ----- تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

 

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد ----- دلبر که در کف او مومست سنگ خارا

 

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل ----- هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

 

آن تلخوش که صوفی ام الخبائثش خواند ----- اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا

 

هنگام تنگدستی در عیش و کوش و مستی ----- کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

 

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند ----- ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 

در کوی نیک نامی ما را گذر نداند ----- گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را

 

حافظ بخود نپوشید این خرقه می آلود ----- ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

غزل از خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی شاعر بزرگ غزلسرای ایران زمین

درود و صد درود بر روان پاک و بلندش

+ نوشته شده توسط دماوند در سه شنبه 8 مرداد1387 و ساعت 5:0 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ