بر دم امسال ما عاشق آمد پار ما ----- مفلسانیم و تویی گنج ما دینار ما
کاهلانیم و تویی حج ما پیکار ما ----- خفتگانیم و تویی دولت بیدار ما
خستگانیم و تویی مرهم بیمار ما ----- ما خرابیم و تویی از کرم معمار ما
دوش گفتم عشق را ای شه عیار ما ----- سرمکش منکر مشو برده ای دستار ما
پس جوابم داد او که از توست این کار ما ----- هر چه گویی وا دهد چون صدا کهسار ما
گفتمش خود ما کهیم این صدا گفتار ما ----- زانک که را اختیار نبود ای مختار ما
گفت بشنو اولا شمه ای ز اسرار ما ----- هر ستوری لاغری کی کشاند بار ما
گفتمش از ما ببر زحمت اخبار ما ----- بلبلی مستی بکن هم ز بوتیمار ما
هستی تو فخر ما هستی ما عار ما ----- احمد وصدیق بین در دل چون غار ما
می ننوشد هر می ای مست دردی خوار ما ----- خور ز دست شه خورد مرغ خوش منقار ما
چون نچسبد در لحد قالب مردارما ----- رسته گردد زین قفس طوطی طیار ما
خود شناسد جای خود مرغ زیرکسار ما ----- بعد ما پیدا کنی در زمین آثار ما
گر به بستان بی تو ایم خار شد گلزار ما ----- ور به زندان با توایم گل بروید خار ما
گر در اتش با تو ایم نور گردد نار ما ----- ور به جنت بی توایم نار شد انوار ما
از تو شد باز سپید زاغ ما و سار ما ----- بس کن و دیگر مگو که این بود گفتار ما
غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (غزلیات شمس)


