تبليغاتX
وبلاگ شعر ایرانی - یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما (مولوی)
یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما ----- یوسف دیدار ما، رونق بازار ما

بر دم امسال ما عاشق آمد پار ما ----- مفلسانیم و تویی گنج ما دینار ما

کاهلانیم و تویی حج ما پیکار ما ----- خفتگانیم و تویی دولت بیدار ما

خستگانیم و تویی مرهم بیمار ما ----- ما خرابیم و تویی از کرم معمار ما

دوش گفتم عشق را ای شه عیار ما ----- سرمکش منکر مشو برده ای دستار ما

پس جوابم داد او که از توست این کار ما ----- هر چه گویی وا دهد چون صدا کهسار ما

گفتمش خود ما کهیم این صدا گفتار ما ----- زانک که را اختیار نبود ای مختار ما

گفت بشنو اولا شمه ای ز اسرار ما ----- هر ستوری لاغری کی کشاند بار ما

گفتمش از ما ببر زحمت اخبار ما ----- بلبلی مستی بکن هم ز بوتیمار ما

هستی تو فخر ما هستی ما عار ما ----- احمد وصدیق بین در دل چون غار ما

می ننوشد هر می ای مست دردی خوار ما ----- خور ز دست شه خورد مرغ خوش منقار ما

چون نچسبد در لحد قالب مردارما ----- رسته گردد زین قفس طوطی طیار ما

خود شناسد جای خود مرغ زیرکسار ما ----- بعد ما پیدا کنی در زمین آثار ما

گر به بستان بی تو ایم خار شد گلزار ما ----- ور به زندان با توایم گل بروید خار ما

گر در اتش با تو ایم نور گردد نار ما ----- ور به جنت بی توایم نار شد انوار ما

از تو شد باز سپید زاغ ما و سار ما ----- بس کن و دیگر مگو که این بود گفتار ما

غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (غزلیات شمس)

+ نوشته شده توسط دماوند در چهارشنبه 3 مهر1387 و ساعت 11:12 بعد از ظهر |



Join 4Shared Now!





dahio! - Searching the web



وب وبلاگ